دیکشنری فارسی

mutilated

UKmjuːtileitid US'mju:tə'leıtəd

معنی فارسی

ناقص (شده) اندام بريده ، مغلوط ، غلط ،

تحريف شده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having a part of the body crippled or disabled

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن