دیکشنری فارسی

my

UKmiː USmaı

معنی فارسی

مال من

معنی کامل و مثال‌ها

/mī, mǝ/adj., interj.

مال من، از آن من، - م، - من

my book

کتاب من

my name is Manoochehr Aryanpur

نام من منوچهر آریان‌پور است.

my mother

مادرم

my eyes are blue

چشمان من آبی است.

I do my work in my own home

من کارم را در خانه‌ی خودم انجام می‌دهم.

don't worry, my dear Julie!

جولی عزیزم نگران نباش‌!

good morning, my lord!

سلام بر ارباب خودم‌!، صبح بخیر سرورم‌!

(ندا حاکی از شگفتی یا ناباوری و غیره) به‌به‌!، عجب‌!

oh, my, what a lush garden

به به چه باغ خرمی‌!

oh my goodness, no trouble at all!

اختیار دارید، اصلا مزاحمتی نیست‌!

واژه‌های دیگر با معنی «مال من»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن