my
UKmiː
USmaı
معنی فارسی
مال من
معنی کامل و مثالها
/mī, mǝ/adj., interj.
● مال من، از آن من، - م، - من
my book
کتاب من
my name is Manoochehr Aryanpur
نام من منوچهر آریانپور است.
my mother
مادرم
my eyes are blue
چشمان من آبی است.
I do my work in my own home
من کارم را در خانهی خودم انجام میدهم.
don't worry, my dear Julie!
جولی عزیزم نگران نباش!
good morning, my lord!
سلام بر ارباب خودم!، صبح بخیر سرورم!
● (ندا حاکی از شگفتی یا ناباوری و غیره) بهبه!، عجب!
oh, my, what a lush garden
به به چه باغ خرمی!
oh my goodness, no trouble at all!
اختیار دارید، اصلا مزاحمتی نیست!