پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
myo-
معنی کامل و مثالها
/mī´ō, -ǝ/
●
پیشوند: مایچه، ماهیچه، عضله [myograph]
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن