دیکشنری فارسی

myology

معنی فارسی

ماهيچه شناسي گفتاردر ماهيچه

معنی کامل و مثال‌ها

/mī äl´ǝ jē/n.

● (پزشکی) مایچه شناسی، عضله شناسی

ریشه و کاربرد

ریشه

From Greek "myo" (muscle) + "-logy" (study of).

مثال

  • She specialized in the field of myology.
  • The professor taught a course on myology.
  • The research focused on advancements in myology.

تعریف انگلیسی

noun
  1. the branch of physiology that studies muscles

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن