n (number) معنی فارسی تعداد واژههای دیگر با معنی «تعداد» small lot نوبه کم تعداد، نوبه اي که تعداد مهمات يا خرج آن کم است number of cycle تعداد دوره ها، تعداد تناوبها number of threads تعداد پيچش ها number of rounds تعداد گلوله ها، تعداد تيرهاي شليک شده day of supply تعداد روزهاي آماد، روز آماد، تدارکات روزانه day of duty تعداد روزهاي خدمت، روز خدمت day of absence تعداد روزهاي نهستي، روز نهستي atomicity تعداد اتم در ملکول registration number تعداد دفعات ثبت تير، شماره نقطه ثبت تير family size تعداد افراد خانواده