دیکشنری فارسی

nag (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/nag/n.

● (قدیمی) اسب کوچک سواری

● یابو، لاشه اسب، اسب پیر و وامانده، کلته

● (خودمانی - اسبدوانی) اسب بد، اسب پست

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن