naiveté or naïveté
معنی کامل و مثالها
/nä ēv tā´,-ēv´tā´/n.
● ساده لوحی، ساده دلی، کودک واری، زود باوری
he has the naivete of a child
او ساده لوحی یک طفل را دارد.
● کار ساده لوحانه، عمل حاکی از زود باوری (naiveness و naivety هم مینویسند)
/nä ēv tā´,-ēv´tā´/n.
● ساده لوحی، ساده دلی، کودک واری، زود باوری
he has the naivete of a child
او ساده لوحی یک طفل را دارد.
● کار ساده لوحانه، عمل حاکی از زود باوری (naiveness و naivety هم مینویسند)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن