دیکشنری فارسی

nap (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/nap/n., vt.

● (فرش و مخمل و غیره) پرز، خواب پارچه

● هر سطح نرم و پرز مانند (مثلا پشت چرم)

hills with a nap of green grass

تپه‌ها با پوشش پرز مانندی از علف سبز

● (با شانه کاری و غیره) پرز دار کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن