nap (2)
معنی کامل و مثالها
/nap/n., vt.
● (فرش و مخمل و غیره) پرز، خواب پارچه
● هر سطح نرم و پرز مانند (مثلا پشت چرم)
hills with a nap of green grass
تپهها با پوشش پرز مانندی از علف سبز
● (با شانه کاری و غیره) پرز دار کردن
/nap/n., vt.
● (فرش و مخمل و غیره) پرز، خواب پارچه
● هر سطح نرم و پرز مانند (مثلا پشت چرم)
hills with a nap of green grass
تپهها با پوشش پرز مانندی از علف سبز
● (با شانه کاری و غیره) پرز دار کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن