natural agents معنی فارسی عوامل طبيعي واژههای دیگر با معنی «عوامل طبيعي» physiocracy حکومت بخکم عوامل طبيعي، عقيده باينکه زمين يگانه سرچشمه ثروت است landform تغييرات سطح زمين در اثر عوامل طبيعي. self buried مدفون شده در اثر عوامل طبيعي (نه بدست، انسان)، خود گورشده .