natural slate معنی فارسی سنگ لوح واژههای دیگر با معنی «سنگ لوح» slaty شبيه سنگ لوح، باريکه باريکه، تکه تکه . slatey شبيه سنگ لوح، باريکه باريکه، تکه تکه . slatelike شبيه سنگ لوح. slate تخته سنگ، لوح سنگ، سنگ لوح schistous (schistose) متورق، مثل سنگ لوح.