دیکشنری فارسی

near miss

معنی فارسی

فاصله خيلي دور دو هواپيما

معنی کامل و مثال‌ها

(بمب و گلوله‌ی توپ و غیره) نزدیک به هدف (که به هدف نمی‌خورد ولی تا اندازه‌ای خسارت وارد می‌کند)

(نتیجه) تا اندازه‌ای موفقیت آمیز

(حادثه یا تصادف یا رویداد) تصادفی که به سختی از آن احتراز می‌شود، آنچه که به وقوع نمی‌پیوندد ولی خیلی به وقوع نزدیک می‌شود

he didn't hit the tree, but it was a near miss

او به درخت برخورد نکرد، اما چیزی نمانده بود (که به درخت برخورد کند).

ریشه و کاربرد

Noun

An instance of narrowly avoiding an accident or other potentially dangerous situation.

ریشه

Derived from the words 'near' and 'miss', indicating a situation where an accident was narrowly avoided.

مثال

  • The two cars had a near miss on the highway.
  • The near miss left him shaken and scared.
  • The pilot reported a near miss with another plane.

ترکیب‌های رایج

Have a near miss Report a near miss Experience a near miss Survive a near miss

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن