near-sighted معنی فارسی نزديک بين واژههای دیگر با معنی «نزديک بين» shortsighted نزديک بين، کوته بينانه، کوته نظرانه short sighted نزديک بين، کوته بين، کوته نظر hare sighted نزديک بين، کوتاه بين beetle-eyed نزديک بين near sighted نزديک بين short-sighted نزديک بين nearsighted نزديک بين. myope آدم نزديک بين myopic وابسته به نزديک بيني، نزديک بين homing phase مرحله اي از پرواز موشک هدايت شونده بين، نيمه مسير و نزديک هدف