necessitousness معنی فارسی نيازمندي احتياج تنگدستي تهيدستي بيچارگي واژههای دیگر با معنی «نيازمندي» requirement نيازمندي، احتياج، دربايست needier نيازمندي، احتياج، تنگدستي neediest نيازمندي، احتياج، تنگدستي neediness نيازمندي، احتياج، تنگدستي needy نيازمندي، احتياج، تنگدستي crying need نيازمندي مبرم necessitously از روي نيازمندي needily از روي نيازمندي overproduce بيش از آنچه مورد نيازمندي است عمل آوردن mutuality دوسره بودن، نيازمندي بهم، همدستي