nephrogenic
معنی فارسی
کليوي، ايجادشده در کليه ، منشعب از کليه .
کليه زا، گرده زا
معنی کامل و مثالها
/nef´rō jen´ik, -rǝ-/adj.
● (ایجاد شونده در کلیه ها) کلیه زاد، گرده زاد
● (مولد بافت کلیوی) کلیه زا، گرده زا
کليوي، ايجادشده در کليه ، منشعب از کليه .
کليه زا، گرده زا
/nef´rō jen´ik, -rǝ-/adj.
● (ایجاد شونده در کلیه ها) کلیه زاد، گرده زاد
● (مولد بافت کلیوی) کلیه زا، گرده زا
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن