دیکشنری فارسی

nephrotomy

معنی فارسی

گرده بري ، اوج ، کمال ، منتها ،

چيزي که شخص را از پيشرفت باز ميدارد

معنی کامل و مثال‌ها

/nē frät´ǝ mē/n., pl.

● (جراحی) گرده بری (مثلا برای درآوردن سنگ)، کلیه بری، عمل کلیه

تعریف انگلیسی

noun
  1. incision into a kidney (usually to remove a kidney stone)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن