دیکشنری فارسی

nerve-racking or nerve-wracking

معنی کامل و مثال‌ها

/-rak´iŋ/adj.

● اعصاب خرد کن

this music is nervewracking to me

این موسیقی اعصاب مرا خرد می‌کند.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن