networking
UKnetwəːkiŋ
US'net'wə:kıŋ
معنی فارسی
شبکه بندي شبکه سازي
معنی کامل و مثالها
/-iŋ/n.
● برقراری تماس با دیگران (برای کسب خبر و غیره)، شبکه سازی
● (کامپیوتر) شبکه بندی، همبندی (اتصال چند کامپیوتر و پایانه و غیره)