دیکشنری فارسی

networking

UKnetwəːkiŋ US'net'wə:kıŋ

معنی فارسی

شبکه بندي شبکه سازي

معنی کامل و مثال‌ها

/-iŋ/n.

● برقراری تماس با دیگران (برای کسب خبر و غیره)، شبکه سازی

● (کامپیوتر) شبکه بندی، همبندی (اتصال چند کامپیوتر و پایانه و غیره)

واژه‌های دیگر با معنی «شبکه بندي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن