دیکشنری فارسی

new blood

معنی کامل و مثال‌ها

● خون تازه، (مجازی) کنشوری یا اندیشه های نو، آدم های تازه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن