دیکشنری فارسی

new fangled

معنی فارسی

نوظهور من در آوردي متجد د

مترادف‌ها

adjective
1. New made, new fashioned.
2. Changeable, volatile.

واژه‌های دیگر با معنی «نوظهور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن