دیکشنری فارسی

new-fashioned

معنی کامل و مثال‌ها

/-fash´ǝnd/adj.

● تازه مد شده، تازه رواج یافته، نورواج

● به روش نوین، به طرز جدید

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن