دیکشنری فارسی

newlywed

UKnjuːliwed US'nu:lı'wed

معنی فارسی

تازه ازدواج کرده تازه داماد تازه عروس.

معنی کامل و مثال‌ها

/-wed´/n.

● تازه عروس، تازه داماد، تازه ازدواج کرده

a newlywed couple

جفت تازه ازدواج کرده

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'new' + 'wed'. First known use in 1593.

مثال

  • The newlyweds are going on a honeymoon.
  • They are a happy newlywed couple.
  • As a newlywed, she's still adjusting to married life.

ترکیب‌های رایج

Newlywed couple Newlywed life Newlywed home

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone recently married

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن