newshawk معنی فارسی خبرنگار گزارشگر معنی کامل و مثالها /-hôk´/n.● (امریکا- خودمانی) خبرنگار، گزارشگر واژههای دیگر با معنی «خبرنگار» correspondent خبرنگار، مخبر، کاغذنويس news writer خبرنگار news-writer خبرنگار legman خبرنگار محلي، پادو.، وردست accredited correspondent خبرنگار جنگي accredited officer افسر خبرنگار خارجي sportswriter وقايع نگار ورزشي، خبرنگار ورزشي روزنامه . newspaperwoman روزنامه نويس، گزارشگر، خبرنگار correspoundent مطابق، مترادف، خبرنگار