night time معنی فارسی هنگام شب واژههای دیگر با معنی «هنگام شب» night tide هنگام شب، جزرو مدشبانه night season هنگام شب، شب هنگام nighttide شب هنگام، جزر و مد شبانه . first post شيپور خبر (هنگام شب) night cap شب کلاه براي هنگام خوابيدن، عرق آخر شب که براي خواب آوردن نوشند night light شمع کوچک که شب هنگام دراطاق بيماران، برافروزند، چراغ شب moonlight fliting گريز از خانه اي هنگام شب براي رهايي از پرداخت، اجاره، اسباب کشي شبانه succuba جني يا ديو ماده اي که هنگام شب بغل خواب مردان، ميشود succubus جني يا ديو ماده اي که هنگام شب بغل خواب مردان، ميشود eventide شامگاه، هنگام شب