nip (1)
معنی کامل و مثالها
/nip/vt., vi.
● میان دو سطح (مثلا گازانبر یا موچین) گرفتن و فشردن، (لای چیزی) گیرانداختن یا فشردن، (محکم) گرفتن، نیشگون گرفتن
he nipped his grandson between his knees
نوهاش را بین زانوهایش گرفت و فشرد.
I nipped my finger in the door
انگشتم لای در گیر کرد.
the horse nipped her on the shoulder
اسب شانهی او را گاز گرفت.
he nipped my ear between his fingers and pulled
گوشم را میان دو انگشتش گرفت و کشید.
● (کنارهی چیزی را یا شکوفه و جوانه و غیره را) بریدن، چیدن، زدن، کندن
with his teeth he nipped the cigar's end and then lit it
با دندان ته سیگار برگ را کند و سپس آن را روشن کرد.
I nipped off the corner of the page with scissors
گوشهی صفحه را با قیچی بریدم.
if you nip some of the blooms, the rosebush will grow faster
اگر برخی از غنچهها را بزنی بتهی گل سرخ تندتر رشد خواهد کرد.
● جلوی پیشرفت یا رشد چیزی را گرفتن، صدمه زدن، آسیب رساندن، (گیاه) سرما زده کردن
snow nipped the plants
برف گیاهان را سرمازده کرد.
his plans were nipped in their infancy
نقشههای او از آغاز با ناکامی مواجه شدند.
● (خودمانی) قاپیدن، کش رفتن، دزدیدن
he nipped my money
او پولم را زد.
● (انگلیس - عامیانه - با: off یا away یا along و غیره) با چالاکی عمل کردن، پریدن و انجام دادن
nip out and buy a newspaper!
بپر برو یک روزنامه بخر!
he nipped on the moving train
او پرید توی ترن در حال حرکت.
● (جامه) درز گرفتن، تو گذاشتن
● نیشگون، گاز، گیر
● تکه، بریده، قطعه، ریزه
● (سرما) سوز، سرمازدگی
there is a nip in the air
هوا سوز دارد.
● حرف نیشدار، کلام برنده
a speaker with a nip in his words
ناطقی که حرفهای نیش دار میزند
● طعم تند، مزهی قوی
cheese with a nip
پنیر دارای طعم تند
* nip and tuck
(مسابقه یا عمل و غیره) دارای عاقبت نا معلوم، دارای نیرو یا امتیاز تقریبا برابر
* nip in
(انگلیس - خودمانی - رانندگی یا مسابقه) یک وری رفتن، قیقاج رفتن، جلوی کسی پیچیدن
another car nipped in front of me
یک ماشین دیگر پیچید جلوم.
* nip in the bud
از آغاز با نا کامی روبرو کردن یا شدن
our plans were nipped in the bud
نقشههای ما در همان اوائل با شکست مواجه شد.