nip (2)
معنی کامل و مثالها
/nip/n., vt., vi.
● (مشروب الکلی) جرعه، قلپ، مزمزه
he had a nip of the Gin
یک جرعه از جین را نوشید.
● مزمزه کردن، کم کم نوشیدن
/nip/n., vt., vi.
● (مشروب الکلی) جرعه، قلپ، مزمزه
he had a nip of the Gin
یک جرعه از جین را نوشید.
● مزمزه کردن، کم کم نوشیدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن