دیکشنری فارسی

nip (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/nip/n., vt., vi.

● (مشروب الکلی) جرعه، قلپ، مزمزه

he had a nip of the Gin

یک جرعه از جین را نوشید.

● مزمزه کردن، کم کم نوشیدن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن