nival
معنی فارسی
وابسته به يا رشد کننده زير برف، برفي،
برفزي، برفدوست
معنی کامل و مثالها
/nī´vǝl/adj.
● وابسته به یا رشد کننده زیر برف، برفی، برفزی، برفدوست
وابسته به يا رشد کننده زير برف، برفي،
برفزي، برفدوست
/nī´vǝl/adj.
● وابسته به یا رشد کننده زیر برف، برفی، برفزی، برفدوست
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن