دیکشنری فارسی

nock

USnɔk

معنی فارسی

سوفار جاي زه ، بزه گذاشتن ،

زه کردن داراي سوفار کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/näk/n., vt.

● (تیروکمان - فرورفتگی هر یک از طرفین کمان که زه را در آن می‌بندند) چله‌بند

● (فرورفتگی ته پیکان که زه در آن جا می‌گیرد) سوفار

● تیر در کمان گذاشتن، پیکان در زه گذاشتن

● (ته پیکان یا هر یک از طرفین کمان را) فرو رفته کردن، دندانه‌دار کردن

ریشه و کاربرد

ریشه

Middle English, from Old English -hnocc; akin to Old Norse hnakki knob

مثال

  • He nocked an arrow in his bow.
  • The bow has a nock at each end to hold the string.
  • She nocked another arrow, aiming carefully.

ترکیب‌های رایج

Nock an arrow Bow nock Arrow nock

تعریف انگلیسی

verb
  1. make small marks into the surface of “score the clay before firing it” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن