nock
USnɔk
معنی فارسی
سوفار جاي زه ، بزه گذاشتن ،
زه کردن داراي سوفار کردن
معنی کامل و مثالها
/näk/n., vt.
● (تیروکمان - فرورفتگی هر یک از طرفین کمان که زه را در آن میبندند) چلهبند
● (فرورفتگی ته پیکان که زه در آن جا میگیرد) سوفار
● تیر در کمان گذاشتن، پیکان در زه گذاشتن
● (ته پیکان یا هر یک از طرفین کمان را) فرو رفته کردن، دندانهدار کردن
ریشه و کاربرد
ریشه
Middle English, from Old English -hnocc; akin to Old Norse hnakki knob
مثال
- He nocked an arrow in his bow.
- The bow has a nock at each end to hold the string.
- She nocked another arrow, aiming carefully.
ترکیبهای رایج
Nock an arrow Bow nock Arrow nock
تعریف انگلیسی
verb
- make small marks into the surface of “score the clay before firing it” “Somebody ----s something” “Something ----s something”