nog (1)
معنی کامل و مثالها
/näg/n., vt.
● (معماری)
● قطعه چوبی که در دیوار کار میگذارند (تا بتوان روی آن میخ کوبید یا قلاب رخت آویز سوار کرد و غیره)، آجر چوبی
● بین دو جرز را آجر گرفتن، فرورفتگی یا تاقچهی دیوار را با آجر پر کردن
/näg/n., vt.
● (معماری)
● قطعه چوبی که در دیوار کار میگذارند (تا بتوان روی آن میخ کوبید یا قلاب رخت آویز سوار کرد و غیره)، آجر چوبی
● بین دو جرز را آجر گرفتن، فرورفتگی یا تاقچهی دیوار را با آجر پر کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن