دیکشنری فارسی

noggin

UKnɔgin

معنی فارسی

آبخوري کوچک پيمانه کوچک

معنی کامل و مثال‌ها

/näg´in/n.

● پیک (مشروب)، استکان، پیاله، جامچه

● یک چهارم pint (در اندازه گیری آبجو و مشروب الکلی)

● (عامیانه) کله، مخ، سر

ریشه و کاربرد

ریشه

Originated from the 17th century English, originally referring to a small cup or mug.

مثال

  • He bumped his noggin on the low ceiling.
  • She has a smart noggin.
  • Watch your noggin when you go under that beam.

ترکیب‌های رایج

Bump one's noggin Use your noggin Smart noggin

تعریف انگلیسی

noun
  1. informal terms for a human head

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن