دیکشنری فارسی

nomenclator

معنی فارسی

برده اي که همراه داوطلبان مقام ميرفت و نام

کساني .....معرفي ميکرد

معنی کامل و مثال‌ها

/nō´mǝn klāt´ǝr/n.

● (به ویژه در رده بندی و نام گذاری علمی) نام‌گذاری، روش نام‌گذاری، نامندگی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن