پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
non-sked
معنی کامل و مثالها
/nän´sked´/adj., n.
●
رجوع شود به: nonscheduled
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن