پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
noncommissioned officer (USN)
معنی فارسی
(
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن