nonfeeding
معنی فارسی
ناخور ناخورنده
معنی کامل و مثالها
/nän´fēd´iŋ/adj.
● (در مورد جانورانی که در خواب زمستانی و غیره هستند) ناخور، ناخورنده
ناخور ناخورنده
/nän´fēd´iŋ/adj.
● (در مورد جانورانی که در خواب زمستانی و غیره هستند) ناخور، ناخورنده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن