nonlinear optimization معنی فارسی بهينه سازي غير خطي. واژههای دیگر با معنی «بهينه سازي» optimization بهينه سازي، بدست آوردن حد مطلوب linear optimization بهينه سازي خطي suboptimization بهينه سازي فرعي unconstrained optimization بهينه سازي بدون قيد، بهينه سازي بدون محدوديت optimizing compiler کامپايلر بهينه سازي optimality بهينگي، بهينه سازي resource leveling زمان بندي فعاليت ها با زمان شناور به، منطور بهينه سازي بهره گيري از منابع