دیکشنری فارسی

nonrated

معنی فارسی

برآورد نشده ، سنجش نشده ، مشخص نشده ،

نا معين

ملوان وظيفه که مهناوي يا ناو استوار دومنيست،

ملوان ساده

معنی کامل و مثال‌ها

/nän´rāt´id/adj.

برآورد نشده، سنجش نشده، مشخص نشده، نا معین

(امریکا - نیروی دریایی) ملوان وظیفه که مهناوی یا ناو استوار دوم نیست، ملوان ساده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن