nonrated
معنی فارسی
برآورد نشده ، سنجش نشده ، مشخص نشده ،
نا معين
ملوان وظيفه که مهناوي يا ناو استوار دومنيست،
ملوان ساده
معنی کامل و مثالها
/nän´rāt´id/adj.
● برآورد نشده، سنجش نشده، مشخص نشده، نا معین
● (امریکا - نیروی دریایی) ملوان وظیفه که مهناوی یا ناو استوار دوم نیست، ملوان ساده