دیکشنری فارسی

nonsuit

معنی فارسی

ول شدن دعوا از طرف دادرس ، موقوف کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/nän´sōōt´/n., vt.

● (حقوق)

● حکم علیه خواهان (به خاطر عدم همکاری با دادگاه یا ندادن شواهد و مدارک کافی)

● فسخ دادگاه (به خاطر عدم تمایل خواهان به ادامه‌ی داد رسی)

● علیه خواهان اقامه دعوی کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن