nonsuit
معنی فارسی
ول شدن دعوا از طرف دادرس ، موقوف کردن
معنی کامل و مثالها
/nän´sōōt´/n., vt.
● (حقوق)
● حکم علیه خواهان (به خاطر عدم همکاری با دادگاه یا ندادن شواهد و مدارک کافی)
● فسخ دادگاه (به خاطر عدم تمایل خواهان به ادامهی داد رسی)
● علیه خواهان اقامه دعوی کردن