nonsymmetrical معنی فارسی نامتقارن واژههای دیگر با معنی «نامتقارن» unsymmetrical نامتقارن dissymmetric substance جسم نامتقارن asymmetrical lift براي نامتقارن unsymmetric thrust تراست نامتقارن asymmetrical distortion اعوجاج نامتقارن. unbalanced line سيم انتقال نامتقارن lopsided يک وري، متمايل بيک طرف، بي قرينه