دیکشنری فارسی

noontime

UKnuːntiəm US'nu:n'taım

معنی فارسی

موقع ظهر نيمروز.

معنی کامل و مثال‌ها

/nōōn´tīm´/n., adj.

● هنگام ظهر، ظهر هنگام، نیمروزان، ظهر (noontide و noonish هم می‌گویند)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن