دیکشنری فارسی

nor-

معنی کامل و مثال‌ها

/nôr/

● پیشوند: (شیمی)

● نرمال، عادی

● وابسته به ترکیبی که یک بنیان کم دارد (معمولا methyl)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن