north britain معنی فارسی اسکاتلند واژههای دیگر با معنی «اسکاتلند» Caledonia اسکاتلند Scotland اسکاتلند sicker (اسکاتلند) سالم، سلا مت، قابل اطمينان chiel (اسکاتلند) يارو. hotch (اسکاتلند) لوليدن، بيقراري کردن، تکان خوردن meinie (اسکاتلند) ملتزمين، جماعت همراهان. cutty sark (اسکاتلند) دامن کوتاه، زن جسور، نام تجاري نوعي ويسکي. lang syne (اسکاتلند) مدتها قبل. scottish gaelic زبان محلي مردم اسکاتلند، وابسته به زبان گاليک اسکاتلند. procuration fiscal دادستان بخش در اسکاتلند