north briton معنی فارسی اسکاتلندي واژههای دیگر با معنی «اسکاتلندي» Scottish اسکاتلندي، گويش انگليسي متداول در اسکاتلند، لهجه ي اسکاتلندي Scotch اسکاتلندي، زباناسکاتلندي، ويسکي اسکاتلندي Erse اسکاتلندي، زبان گالي. scotish اسکاتلندي Scotsman اسکاتلندي. clydesdale اسب اسکاتلندي، اسب کلايدزديل Scotchman مرد اسکاتلندي collie سگ گله اسکاتلندي colly سگ گله اسکاتلندي kirkman عضوکليساي اسکاتلندي، کشيش، عضو کليسا