دیکشنری فارسی

northland

US'nɔ:θ'lænd

معنی فارسی

سرزمين شمالي، بخش شمالي کشور

شبه جزيره ي اسکانديناوي

معنی کامل و مثال‌ها

/nôrth´land´, -lǝnd/n.

● سرزمین شمالی، بخش شمالی کشور

● شبه جزیره‌ی اسکاندیناوی

تعریف انگلیسی

noun
  1. any region lying in or toward the north

واژه‌های دیگر با معنی «سرزمين شمالي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن