دیکشنری فارسی

northwardly

UKnɔːðdliː

معنی فارسی

سوي شمال بطرف شمال شمالي

معنی کامل و مثال‌ها

/-lē/adv., adj.

به سوی شمال، در جهت شمال، شمال‌سوی

از شمال، شمالی

a northwardly wind

باد شمالی

واژه‌های دیگر با معنی «سوي شمال»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن