northwestwards
UKnɔːθwestwədz
معنی فارسی
بطرف شمال غربي روبشمال غربي.
معنی کامل و مثالها
/-wǝrdz/adv.
● رجوع شود به: northwestward
بطرف شمال غربي روبشمال غربي.
/-wǝrdz/adv.
● رجوع شود به: northwestward
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن