دیکشنری فارسی

nosocomial

معنی فارسی

وابسته به بيماريهايي که در بيمارستان انتقال

مييابد، بيمارستان زاد

معنی کامل و مثال‌ها

/nōs´ǝ kō´mē ǝl/adj.

● (پزشکی) وابسته به بیماری‌هایی که در بیمارستان انتقال می‌یابد، (بیماری یا عفونت) بیمارستان زاد، بیمارستانی

ریشه و کاربرد

ریشه

From the Greek words 'nosos' (disease) + 'komeion' (hospital).

مثال

  • The hospital implemented strict measures to prevent nosocomial infections.
  • Nosocomial infections are a major concern in healthcare facilities.
  • The patient developed a nosocomial infection after surgery.

ترکیب‌های رایج

Nosocomial infection Nosocomial transmission Nosocomial outbreak

تعریف انگلیسی

adjective
  1. taking place or originating in a hospital “nosocomial infection” “Pertains to noun: hospital”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن