nother معنی فارسی متفاوت ناهمانند ناجور معنی کامل و مثالها /nuth´ǝr/adj.● (خودمانی) متفاوت، ناهمانند، ناجور واژههای دیگر با معنی «متفاوت» differentiated products کالاهاي متفاوت، کالاهاي ناهمگن differebtial settlements نشستهاي متفاوت continuous tone نقطه هاي متفاوت، آهنگ پيوسته، ته رنگ پيوسته unlike signs علامتهاي متفاوت. cross fertilization لقاح دو سلول جنسي متفاوت، لقاح متقابل. chimerism وجود ياخته هاي متفاوت در سازواره يا، بخش يا اندام highweight handicap مسابقه اسبدواني با امتياز متفاوت وزن dichogamous داراي عناصر نروماده ايکه در مواقع متفاوت، اماده باروري مي شوند. dichogamic داراي عناصر نر و ماده ايکه در مواقع متفاوت، اماده باروري مي شوند. stackup آرايش هواپيماها در ارتفاعات متفاوت در انتظار، نوبت يا اجازه ي فرود