novelistic US'nɔvə'lıstık معنی فارسی داستاني روايتي واژههای دیگر با معنی «داستاني» picaresque درباب داستاني گفته ميشود که قهرمان ان، ازناکسان وفرومايگان باشد anecdotal حکايتي، داستاني drama داستان نمايشي، داستاني که گفتگوواربمعرض نمايش گذاشته، ميشود romulus (افسانه)، رمولوس برادر رموس نخستين پادشاه بنياد گذار، داستاني شهر روم. storybook کتاب داستان، داستان نامه، وابسته به داستانهاي اين نوع کتابها storied نقل شده، حکايت شده، روايت شده