دیکشنری فارسی

nth

معنی فارسی

در مرحله چند، در مرتبه بيشمار.

به مقدار n ، به ميزان n ام

معنی کامل و مثال‌ها

/enth/adj.

● (ریاضی) n ام، عددn

nth factor

سازه‌ی n ام

nth power

توان n ام

● به مقدار n، به میزان n ام

* to the nth degree (or power)

1- به مقدار نامحدود، به توان نامحدود، به میزان بی‌کران 2- به شدت

ریشه و کاربرد

ریشه

From the ordinal number 'nth'.

مثال

  • I've told you this for the nth time.
  • She's always late, it's the nth time this week.
  • I can't find the nth page of the document.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. last or greatest in an indefinitely large series “to the nth degree”

واژه‌های دیگر با معنی «در مرحله چند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن