دیکشنری فارسی

nuke

USnu:k

معنی فارسی

زيردريايي اتمي، جنگ افزار اتمي

نيروگاه اتمي، کنشگر اتمي

با سلاح اتمي حمله کردن ،

با جنگ افزارهسته اي نابود کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/nōōk,nyōōk/n., vt.

(امریکا - خودمانی)

زیردریایی اتمی، جنگ افزار اتمی

نیروگاه اتمی، کنشگر اتمی

با سلاح اتمی حمله کردن (به)، با جنگ افزار هسته‌ای نابود کردن

they were ready to nuke the Chinese

آماده بودند که با سلاح اتمی به چینی‌ها حمله کنند.

(خوراک) با ریزموج یا میکروویو پختن

تعریف انگلیسی

verb
  1. bomb with atomic weapons “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
  2. strike at with firepower or bombs “zap the enemy” “Verb Frames:” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”
  3. cook or heat in a microwave oven “You can microwave the leftovers” “Verb Frames:” “Somebody ----s something” “The chefs nuke the vegetables”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن