null-poinT معنی فارسی نقطه صفر واژههای دیگر با معنی «نقطه صفر» zero point نقطه صفر surface zero نقطه صفر زمين، نقطه صفر ترکش اتمي زميني zero point energy انرژي نقطه صفر، انرژي در صفر مطلق zero adjustment تنظيم نقطه صفر offset distance مسافتي که نقطه صفر زمين از مرکز منطقه، هدف دور باشد (ترکش اتمي) neutral earth زمين خنثي، زمين کردن نقطه صفر break even point نقطه سربسر سطحي از توليد که در آن سطح، کل درآمد بنگاه با کل هزينه آن برابر، بوده و سود بنگاه صفر است zero صفر، هيچ، مبداء three-phase four-wire system شبکه سه فاز با سيم صفر (نول)، سيستم سه فازه با سيم نقطه ستاره، سيستم چهارسيمه desired ground zone صفر زمين مورد نظر، نقطه ترکش اتمي مطلوب